مدح و منقبت حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام
نه در کاخ و نه در حجره نه پشت میزها گم بود علی با کفشهای وصلهدارش بین مردم بود کسی که جلوۀ اخـم خداوند است اخم او بروی مستمندان صورتش غرق تبسم بود زره بی پشت میپوشید در میدان جنگ اما زره شبها به پشتش کیسۀ خرما و گندم بود به بیتالمال برگرداند مال مفتخورها را اگر پای زنان خلخال اگر بر اسبشان سُم بود علی آن آیت الهی که در چشم خدابینش زن مکارۀ دنیا شـبیه خوک و کژدم بود عـلی حاکم شد و تنها برای آهن داغش، مـیـان سـایـرین اقـوام را حـق تـقدم بود علی را کم کنی از دین چه میماند که دین بیاو چنان شیر بدون اشکم و بییال و بیدم بود بگو با کورها و با کران غیر از ولای او کدامین نعمتش منظور اتممتُ علیکم بود؟ شما گرد و غباری در بیابان عدم بودید خدا با صوت او در طور مشغول تکلم بود به شأنش آیههای هلآتی میآمد از قرآن شما هم شأنتان قبر و تکاثر بود و زُرتُم بود شما اشترچران بودید و فرزند ابوطالب میان عـرشیان سرگرم تعـلیم و تعلم بود یکی در غار با پیغمبر اما زهره ترکانده علی در زیر تیغ چل نفر در خواب چندم بود به ذکر یا علی آرام نوح از عرشۀ کشتی نظر میکرد و دنیا با عذابش در تلاطم بود همو که در رکوعش عرشیان سائل شدند آری همو که در نمازش تیرها در پای او گم بود علی با دست خود علامه را کوثر تعارف کرد و خصمش در جمل بر پشکلی گرم تیمم بود فضیلتهای او بغض نمک نشناسها میشد همان بغضی که صبحی تیغ شد یک روز هیزم بود شبی در خواب دیدم قنبرش بین بهشتیها تو گویی قرص ماه کاملی در بین انجم بود تمام دین همان انگور حک روی ضریح اوست که از ظهر غدیر این خوشۀ مستانه در خم بود |